مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
704
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
فرستاد . سپس سريّهء محمد بن مسلم را به ذى القصّه فرستاد . سپس سريّهء ابو عبيدة بن الجرّاح را به ذو القصّه فرستاد . سپس سريّهء زيد بن حارثه را به وادى القرى فرستاد . سپس به غزوهء لحيان رفت به خونخواهى خبيب بن عدى و زيد بن الدثنه و مرثد بن ابى مرثد و عاصم بن ثابت [ بن ابى ] افلح كه اصحاب رجيع بودند . سپس سريّهء عبد الرحمن بن عوف را به دومة الجندل فرستاد . سپس سريّهء على بن ابى طالب به فدك بود و على بر آنجا دست يافت . سپس سريّهء زيد بن حارثه به امّ قرفه بود . سپس سريّهء عبد الله بن رواحه به خيبر بود كه به آنجا رفت و اموالى به دست آورد . سپس سريّهء بشر بن سويد جهنى بود به بنى حارث و ايشان پناه گرفتند و او آن پناهگاه را آتش زد تا سوختند . سپس سريّهء كرز بن جابر فهرى بود كه در دنبال عرنيين بود و چنين بود كه ايشان به مدينه آمدند و از ماندن در آنجا كراهت داشتند . پيامبر دستور داد تا از شتر صدقه استفاده كنند . ايشان از شير آن نوشيدند به حدى كه بهبود يافتند و شكمهاشان جمع شد . سپس بر چوپان حمله كردند و او را كشتند و خار در چشمش فرو بردند و شتر را با خود بردند . پيامبر كرز بن جابر را در پى ايشان فرستاد . او ايشان را آورد پاها و دستهاشان را بريد و چشمهاشان را ميل كشيد و ايشان را در آفتاب رها كرد تا مردند . گفتهاند كه آيهء « كيفر آنان كه با خدا و پيامبر او جنگ مىكنند و در زمين به تباهى مىكوشند . . . » ( 5 : 33 ) تا پايان آيه ، دربارهء ايشان فرود آمده است . سپس پيامبر به غزوهء ذا قرد رفت و چنين بود كه عينية بن حصن بن بدر فزارى شتران و اسبان نر پيامبر را به غارت برد . و او در پى وى بيرون رفت و جنگى سخت درگرفت و مقدارى از آنها را باز پس گرفت و حسان بن ثابت در اين باره گفته است : آيا عينيه به هنگام ديدار مدينه ، / چنين پنداشته كه خواهد توانست قصرهاى ما را ويران كند / . . . و تو مدينه را خوش نداشتى ، آنگاه كه ديدار مىكردى / و صداى غرّش شيران را در آن مىشنيدى / پيامبر خداى امير ماست چه امير دوستداشتنيى [ 1 ] . سپس عمرهء حديبيه در ذى القعدهء سال ششم بود و چنين بود كه پيامبر در خواب ديد كه به مكه وارد شده است و ياران خود را آگاه كرد و احرام عمره بست و با هفتصد مرد بيرون آمد و چهارپايان قربانى را گسيل داد . به عسفان كه رسيد بشر بن سفيان كعبى او را پذيره آمد و گفت : اى محمد ! به كجا مىروى ؟ اينك اين قريش است كه روى آور
--> [ 1 ] ترتيب ابيات و تمامى آنها را در ديوان حسان بن ثابت ، چاپ گيب ، به تصحيح artwigHirschfeld ليدن 1910 ، و ابن هشام ، ج 3 ، ص 329 ببينيد .